بودیبعضی وقتا یه کارایی میکنی یا یه حرفایی میزنی که اصلا و ابدا انتظار شنیدنش رو ندارم.

مثلا دیروز که برگشته بودی اولین  پیامی که داده بودی فقط غر زده بودی . من در جوابت این همه شوق و ذوق نشون داده بودم از برگشتنت. کلی قلب و بوس و اینا اما تو انگار نه انگار.

همیشه هر موقع میگفتم بوسم کن بدون مکث یه بوس میفرستادی اما این دو روز .... دلیلش رو نمیدونم

حالا اینا به کنار دیشب چرا اینجوری زدی توی ذوقم

دیوونه من خیلی بدون تو بهم سخت میگذره. واقعا سخته برام

شبا وقتی میخوام بخوابم همش میگم خدایا این همه سختی داریم میکشیم. هم من هم تو. نامردیه اگر آخرش خوب تموم نشه...

دیشب بهت گفتم از جانب من خیالت راحته ؟ اعتماد داری ؟ گفتی نه

من دلم میشکنه وقتی اینجوری میگی بهم

با من به ازین باش که با خلق جهانی...

منبع اصلی مطلب : دست نوشته های من
برچسب ها : بودی
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سایت :